تبليغاتX
بی ایوان

شگفتا!

با همه اشكي كه نشاندم

                       درختي نمك نروييد

 كجاها كه از سر گذشتن

چه ها كه از زانو / عبور ...

 

و آنگاه چون سوی باد باغ نورد برمي­­رفت

در کوچه های نابینا

"من" شتري ره زده بيش نبود

در ديده­گان ابرها

در كوهان سراب

 بي "الارض و السماوات"

و نه

       شايد ساربان

 

شتري كه بر ستارگان مي­رانديدش

اي منجمان نقطه­باز در چراگاه سرمه­ي گيتي!

 تف كنيد تخم نور را!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 16:37  توسط آرش سالار  |