تبليغاتX
بی ایوان

 

این دلتنگی گهگاه

هوای سرد صبحی است

که کلاهم را

تا روی گونه به پایین کشید

 

من رفتم

با چشمانم

و از روی پل گذشتم

با کوله باری از کتاب و خواب و ترانه

و خیال ابروهایی که امروز...

 

...پیوستگی گذشته را ندارد.

 

من رفتم

تا پشت سرم فرو بریزد.

 

بیست و ششم مهر ۱۳۸۸

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 18:42  توسط مهدی ایمانی مهر  |