كتاب كه ورق ميخورد
فقط زبان ميزني انگشت را ورق
عمود
مقابل بيني
هيس...
تا ورق كه ميخوري
نپرسم چرا حرف نميزني.
اصلا شايد اشتباه شده ...
كسي اينجا نيست ؟؟؟
اشياء اصواتي هستند كه از دهان من كه نيستم خارج نميشوند.
فقط تو دوم شخص قدرقدرت هستي
و از اين به بعد
تمام پنجرهها بايد براي تبريزيهاي پيادهرو
زيرنويس " سوسوري " بنويسند .
قبول !
براي حرف زدن دير است .
بايد لباس نظام بپوشي و
عرض كتابخانه را قدم ...
روي صفحه گرامافون
صداي سوزن
بلندتر از صداي بنان ميخواند.
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 18:30  توسط مهدی ایمانی مهر
|

