تبليغاتX
بی ایوان - با بلورهاي لا مكان

با بلورهای لامکان

سر سپرده به آغاز

    پای در پایان

    به هیچ سو می نگرد این رود

که گرفته ستاره­ها را

           با خود نمی­برد اما

در شب مهتابی

یا روز پر آفتاب

 

باشد که سنگ بخواند

           پرنده تاب بیاورد

باشد که بچرخد چرخ روزگار

در جاده­های اندوهگین ما

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 12:50  توسط آرش سالار  |