اگر از خواب دوشين
برخاسته باشم
كه بروم
به چنان روزي
كه چشم چپ و راست
هم سوي نور نباشند
و نگردند بر يك مرام
اگر از خواب
سوار بر شش اسب شوم
كه از شش جهت
در زادگاه بادهاي موسمي
به هم برسم
كاشكي هرگز از چنين خواب خيسي
برنخاسته باشم
كه در گاهنامه عمر دراز
از اضطراب تشنگي
عروسكي بذله گو ساختهام ...آه!
ببين كه اين جنين
چگونه پير ميشود در رحم مادرش!
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:10  توسط آرش سالار
|

