گورستانی در زمین است
پدربزرگم
در آن
خفته
برای ابد
و گورستانی در ماه
که رویاها...یم
ماهیگیر تورش را به دریا زده
و نمیپایدش
موج آوازی از بر دارد
که برای صخره اندیشناکی میخواند
و از دور
فریادهای پیروزی
هلهله پرندگان غروب
و کشتیهایی که بر آشوب دلش لنگر انداختهاند
به دریا میاندیشد نه به رزق و روزی
به آب و نه به تشنگی
به باد و
نه به ویرانی
به شراب نه به مستی
و آنگاه که دریا از دیدن ماه آه میکشد
با خود میخواند موج:
گورستانی در زمین است
گورستانی در ماه ...
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 8:8  توسط آرش سالار
|

